يكي احمدي نژاد را ببرد چهار راه وليعصر!
مرا باش كه خيال مي كردم ، دعوت ملكوت و ساغرش ، براي آنكه اسباب خانه ام را از بلاگفاي نا امن به اين مامن بزرگان بياورم، حالم را خوب كرده است، تازه امشب خيال برم داشت كه زين پس سهمي به اين دل وامانده در اين خانه نو بدهم و چه مي دانم يك ملكوت است و لابد يك عالم حال و هواي ملكوتي، لعنت به خيال خام من و خاطر بيمار او كه همينطور مثل آب خوردن دروغ مي گويد وحقيرم مي كند.
آقا، ما عشق و روح آرام و پرواز بي فرجام و آرامش تام نخواستيم و اصلا ديگر نوشتن از دل هزار پاره اي كه هر تكه اش در هزار گوشه آن خراب شده اي كه اين روزها به بازي اش گرفته اند، نخواستيم، اما آلودن ملكوت به اين نابي را به دروغ هاي ناب او كه اين روزها نامش بر سر زبان هاست هم نخواستيم.
خرده نگيريد كه اين مسيح باز هم آمد و باز هم جز احمدي نژاد سوژه اي براي نوشتن ندارد...ندارم خب، سوژه ها مي خشكد، احساس مي ميرد و همه چيز بوي گند مي گيرد وقتي دهاني در آغاز با قرآن و آيات قرآني، آن هم در سرزمين كفر باز مي شود، و سر آخر با دروغهاي مكرر و بيوقفه بسته مي شود.
آقا يكي دست اين احمدي نژاد را بگيرد ، ببردش در همين پارك دانشجوي تهران، چهار راه وليعصر را مي گويم، لازم به توضيح اضافه هم نيست، فقط، دستش را بگيريد كه بر خلاف هميشه احساساتي نشود ، آخر او بين مردم هر نقطه و مكاني كه مي رود، هم لباس و هم شكل شدن با آن مردم را بر خود واجب مي داند، حواس تان باشد، مبادا در پارك دانشجوي تهران، اين احساس تكليف كار دستش بدهد، چون قطعا يك رئيس جمهور، قادر به برداشتن زير ابرو و پوشيدن لباس هاي چسبان و سرخ كردن گونه هايش، درست همانند پسرك هايي كه خودشان هم نمي دانند در آن خراب شده پسر هستند يا دختر را ندارد.
مرد مومن!! فردا كه همه بر سرت ريختند ، مي خواهي بگويي، "من نگفتم در ايران اصلا همجنسگرا وجود ندارد، يا اينكه "من فقط در مورد تعدادشان در مقايسه با ساير كشور ها حرف زدم؟ "
لابد براي اثبات حرفت هم بايد به همراه مشاوران و مردان كابينه ات، دوره بيافتي در خيابان هاي شهر، شروع كني به شمردن همجنسگرا ها و آنوقت معلوم مي شود كه تو منظورت تعداشان بوده كه اصلا با آمريكا برابري نمي كند. عيبي ندارد ، ادامه بده ، توقف هم نكن ، درست همانگونه كه در تكذيب هالوكاست ، آنقدر ادامه دادي و آنقدر سنگ تمام گذاشتي كه حالا آنجا يكي مقابلت ايستاد و دست بردار هم نبود تا تنها با يك كلمه آري يا خير، بگويي كه آيا همچنان آن را افسانه مي نامي يا خير، فردا هم يكي از همجنسگرايان سرزمين خودت ، بيايد، سينه به سينه و چشم در چشم تو بگويد: "من همجنس گرا هستم و اگر باور نمي كني....
ولي ما ترسيدم ، مثل آن وقتي كه گفتي ، ماهواره در ايران به آن شكل ممنوع نيست، حتي آن لحظه كه به" آزادي كامل زنان ايران" در دانشگاه كلمبيا مي باليدي، هم ، ما دلمان اينجا مي لرزيد كه مبادا بيرون در، زناني كه سهم شان از اين آزادي كامل ، هجرت غريبانه بوده است و بس، در چشم هاي تو خيره شوند و تو باز شانه هايت سنگيني كند و ما از شرم تو سرافكنده شويم...
مي خواهي باور كن ، مي خواهي باور نكن، اما در تمام لحظاتي كه رئيس جمهور كشورم ، در نشريات محلي و راهپيمايي هاي خياباني آمريكايي ها ، با واژه گان نامونوسي چون " ديوانه"، "شيطان " و " ديكتاتور " مورد عتاب و خطاب قرار مي گرفت ، دلم مي لرزيد و باز هم مي خواهي باور نكن، اما دلم براي شانه هايت كه زير بار اين همه واژه گان آلوده سنگيني مي كرد ، عجيب گرفت و سنگين شدم. آخر تو كه تقصيري نداري... ببخش شايد توقع ما زياد است از كسي كه بر جايگاه رياست جمهوري ايران نشست، تا به جاي تخريب، تدبير كند .

نظرها
قدم نورسيده مبارک.
خوشحالم خانم مسيح که در ملکوت قلم يا قدم می زنيد.
عباس معروفی | September 25, 2007 1:13 AM
سلام خانم علي نژاد ، دوباره خانه جديد را تبريك مي گويم . ميدانيد مشكل از احمدي نژاد نيست ... مشكل از رئيس جمهورمان! نيست ... مشكل از ماست كه باعث و باني انتخاب شدن همچين فردي مي شويم و متاسفانه هرگز از اين رفتارهاي خود درس نگرفته ايم .
كدئين | September 25, 2007 1:40 AM
منزل نو مبارک
ميترا | September 25, 2007 1:43 AM
من مدت هاست که خواننده ی نوشته های شما هستم ولی تازگی ها واقعا تعجب می کنم از لحن نوشته هایتان که دیگر نقد نیستند بلکه رنگ و بوی کینه گرفته اند و بیشتر به ناسزا می مانند. تازگی ها هر بار که به وبلاگتان سر می زنم با خواندن بد و بیراه ها و نیش و کنایه تان احساس کتک خورده ای را دارم که از آمدن به این جا پشیمان شده. اما دست خودم نیست. مسیح برای من هنوز همان خانم خبرنگار شجاعیست که داستان هایش را دهان به دهان نقل می کردیم و نوشته هایش را روی دست می بردیم. امیدوارم باز پر محتوی بنویسید مانند روزگاری که ایران بودید.
امیر | September 25, 2007 2:07 AM
منزل نو مبارک.
حسین نوروزی | September 25, 2007 2:11 AM
مسيح عزيز هميشه مهمون خونه قشنگت هستم
و واسه خوندن نوشته هات هميشه لحظه شماري کردمو با ناراحتي هات ناراحت شدمو با خوشحالي هات خوشحال
و دلم کباب شده که ما چرا اين قدر بايد در تب و تاب غم و اندوه غوطه ور باشيم
و البته گريزي از اين قسمت ناگزير نيست
بگذريم
خونه ي جديدت مبارک
غلامي | September 25, 2007 2:59 AM
خانه ی جدید مبارک باشد . امید آنکه شور و شوقی بیش از گذشته در این خانه حکمفرما باشد... و غم و اندوه روزی جای خود را به شور و شوق و شادی و طراوت دهد ...
علیرضا | September 25, 2007 3:10 AM
منزل نو مبارک. :)
کمانگیر | September 25, 2007 3:25 AM
خونه نو مبارک!
مَتَتی | September 25, 2007 5:53 AM
یکیام باید پیدا بشه و دستش رو بگیره ببره آژانسهای املاک و قیمت خرید خونه و اجاره دستش بیاد. یکی دیگه باید پیدا بشه که خونش اتفاقن در نارمک ـ محله رییس جمهورـ نباشه و ایشون رو ببره توی مناطق مختلف شهر و میوه رو قیمت کنه. یک آدم دیگه باید بیاد و آقا رو ببره به سمت گرفتن خیلی چیزها و یکیش هم توقیف اینهمه نشریه و روزنامه است. چون ایشون ظاهرا اطلاعی از این توقیفها ندارن و باید روشن بشن. من خودم حاضرم دستش رو بگیرم ـ البته اگه راضی بشه ـ ببرمش زیر پل ستارخان یا خیلی از پلهای دیگهی تهرون و زنان خودفروش رو ببینه تا شاید مثل من گوشش از بوقهای انواع ماشینهایی که برای زنها به صدا درمییاد، کر بشه.
لیلا | September 25, 2007 6:51 AM
درود بر تو. منزل نو مبارک. اصلاح شد نشانی ات. دیروز پارک دانشجو بودم و امروز اینجا همانها که دیروز دیدم را می خوانم. این هم یک لینک مرتبط مسیح عزیزم: http://www.shahrzadnews.net/article.php5?id=536
لاله | September 25, 2007 6:59 AM
منزل عوض كرديد مبارك
اولبن بار با خواندن نوشته ات هنديدم نميدانم چرا؟
خيلي خنديدم
ابوذر آذران | September 25, 2007 7:12 AM
مسیح عزیز اگه اجازه بدن دوباره شروع به نوشتن کردم. از تو هم نوشتم. خوشحال میشم سر بزنی.
البته امیدوارم این دفعه کلید روم نشه. من نمیدونم این همه بلاگ هست. چرا همیشه من تو فیلترم.
خیلی خوشحال هم میشم برام ایمیل بزنی و نظرت رو بگی.
علیرضا | September 25, 2007 8:10 AM
خوش اومدی مسيح! واقعا ترکيب مسيح ملکوت چه شود!
ساغر | September 25, 2007 8:53 AM
لونه ي جديد مبارك ! ايشاا... كه اينجا گرم و نرم تر باشه.
چاره اي نيست ...مردم ما بايد اين تحقير شدن ها رو تحمل كنه... بچه هاي ما هم بايد تحمل كنند ، بچه هاي بچه هاي ما هم بايد تحمل كنن، خيلي فجيع تر و خيلي شديد ترش رو البته ...اما شايد از زمان بچه هاي بچه هاي بچه هاي ما وضع يكم بهتر شه... اون هم نه انقدر كه نوبت فخر فروشي ما بشه.. بلكه كمتر تحقير بشيم. خوش به حال نسل سوم ما.
به هر حال ما بايد تحمل كنيم و اين دوران بايد بگذره .. مثل اصحاب كهف هم نمي تونيم بگيريم بخوابيم 300 سال ديگه پاشيم پس بايد تحمل كرد. باز خوش به حال شما و امثال شما مسيح جان كه زندگيتونو جايي غير از جايي كه اين حقارت به طرفش نشونه رفته دارين ميگذرونين..ما چه كنيم ؟ :-(
رضا عظيمي | September 25, 2007 9:00 AM
ميشه منم آدرس جديدت رو بگذارم ؟ تبريك براي ملكوت ..ايشالا خوش يومن باشه
همتا | September 25, 2007 9:36 AM
مسیح عزیز بازگشتت رو به دنیای وبلاگ و وبلاگ نویسی تبریک می گم ... خوشحالم که این رفتن زیاد طولای نشد خواهر جان
میرا | September 25, 2007 10:51 AM
کلا همان طری که شان دادی خیلی کم آوردی و کسی که کم می آورد فحش می دهد جمعش کن با با !!!!!!!!!!!!!!!!!!1111
مبارزه با تهاجم فرهنگی | September 25, 2007 11:10 AM
http://www.aftab.ir/articles/politics/iran/c1c1190710597_ahmadinejhad_p1.php
احمدي نژاد اينجا محبوب است | September 25, 2007 11:31 AM
سلام...
رضا مهدوی هزاوه | September 25, 2007 12:14 PM
سلام
مسیح جان، من هم با آقای امیر موافقم. می دانم که از تفکر احمدی نژادی خون دلها خورده اید ولی اینگونه نوشتن تنها کینه تان نسبت به وی را زیاد تر می کندو در این شرایط روحی قطعا احساساتی خواهید نوشت نه استدلالی. این حق شماست که وبلاگتان محل درد دل کردن برایتان باشد ولی با این همه مخاطبی که شما دارید شاید بهتر باشد کمی با طمئنینه بنویسید. به هر حال که من و بسیاری خواننده های پر و
پا قرص ملکوت شما خواهیم بود!!
حریر | September 25, 2007 12:26 PM
سلام
این بار اول بود وب سایت شما رو دیدم هنوز مطالبش رو کامل نخوندم ولی دوست دارم همشو بخونم
الهه | September 25, 2007 1:20 PM
salam..be addrese jadidetoon link dadam be jaye addrese ghabli..movafagh va pirooz bashid.
علي | September 25, 2007 2:43 PM
خانه نو شده اما دردها که نو نشده اند موفق باشی ...
فريبا | September 25, 2007 2:51 PM
کلمبیا و امیرکبیر چقدر تفاوت دارند؟ هجمه وحشتناکی که "رنج 27 ماههمان" در کلمبیا تحمل کرد صورت دانشجویان امیرکبیر را در برابرم زنده کرد. آن روز هم تحمل کرد و دم نزد ولی از امیرکبیر تا کلمبیا راهی بس دراز وجود دارد. راهی به اندازه بلندای روح عبدالله مومنی و ...
ولش کن ... جورج بوش میگه حضور فردی مثل احمدینژاد در کلمبیا عظمت آمریکا را نشان میدهد و من سرم پائینتر از همیشه، فکر میکنم که آیا واقعا سزاوار این رنج و تحقیر هستیم؟
میگفت "ملت ایران در کمال رضایت و خوشبختی هستند" و من هر چه کاویدم اثری از خوشبختی ندیدم.
ای کاش در بازگشت از نیویورک توهم و هاله نور فرا نگیردش و اندکی ... فقط اندکی بیاندیشد. انتظار زیادیه؟
علی مهتدی | September 25, 2007 4:13 PM
راستی عزیز ....
خانه نو مبارک
علی مهتدی | September 25, 2007 4:15 PM
با درود
برای اولین بار دلم برای نماینده نخواسته کشورمان سوخت نگاه پر از قالب تهی شده ایشان میتواند این امر را القا کند که خیره سری تا کی؟
ملکوت زمین و اسمان بر شما شاد باش
یا حق
ابراهیم | September 25, 2007 5:53 PM
سلام مسیح عزیزم.خوبی؟ خونه ی نو مبارک :)
آقای احمدی نژاد...نمی دونم چی باید بگم ولی خیلی دردناکه که رئیس جمهور کشورت رو در یک مجمع بین المللی مسخره کنن چه کار باید کرد؟ شاید باید بی خیال شد ولی...نمیشه. مرسی برای دماسنج امروز که عین حقیقت بود... یادداشت بالا رو کامل نخوندم یادداشت قبل رو هم. ماه مهر آدمو از خوندن وبلاگ ها عقب میندازه. ولی آخر هفته حتما می خونم:) کاش به خیر بگذره این دو سال هم...
مواظب خودت باش
ثمین | September 25, 2007 6:13 PM
مبارک باشه مسح عزیز
ashkan | September 25, 2007 6:27 PM
مسیح جان خوشحالم که برگشتی. دلم بد جوری تنگ شده بود. خوشحالم که دوری ات زیاد دوام نیاورد و آمدی. منزلت مبارک.
آدرس خونه جدیدت رو هم در نت هشتم اصلاح کردم.
شما هم اگه زحمتی نیست آدرس سایت من را اضافه کنید در بخش لینک های وبلاگ تان.
موفق باشی و عاشق
محمد رضا | September 25, 2007 6:28 PM
مبارک باشه مسیح عزیزم
ashkan | September 25, 2007 6:28 PM
اين هم نوع ديگرش
صداي انگليس از بلندگوي اعتماد ملي
فرياد شب | September 25, 2007 6:33 PM
مسيح جونم....اونجا يه ذره محدوديت پيدا مي شه؟!! ( منظورم يه اسارت از نوع حقارت بارشه)!!!!!!!! آخه اينجا دارم بالا ميارم از اين همه آزادي!
مي دوني كه رييس جمهرمون امر فرمودن...ما هم چون زنيم مجبوريم آزاد باشيم!
آلاله | September 25, 2007 6:42 PM
دوباره سلام :دی
خوندم این پست قشنگت رو. نشد صبر کنم تا پنجشنبه. این روح پرواز و آسایش و فکر راحت و احساس امنیت و...به ما نیومده.پاراگراف آخر هم ملموس و باور کردنیه... خیلی خیلی خوشحال شدم برگشتی(به وبلاگستان)بی رودربایستی ;)
پ.ن:این پست قبلی انگار باید باشه برای پنج شنبه :( تقصیر بوی ماه مهره :دی
مواظب خودت باش :*
ثمين | September 25, 2007 6:59 PM
خجالت کشیدم و آب شدم از شرم اینکه رئیس مملکتم رو(حالا هرکی می خواد باشه) اینجوری خوار و خفیف کردن ... آخه یکی نیست بگه آخه مگه مجبوری مرتیکه؟؟؟چرا بی ربط حرف میزنی؟؟؟
پ.ن:لینک عوض شد.
کرم دندون | September 25, 2007 7:05 PM
سلام.منزل نو مبارک
به منهم سر بزنید و نظر دهید. بسیار مسرور خواهم شد.
با سپاس.پارسا فرزین
پارسا فرزين | September 25, 2007 8:17 PM
و چه خوش باوراست اين معجزه بزرگ در عصر بدون معجزه كه همه اينها را دال بر محبوبيت جهاني خود ميداند
سينا | September 25, 2007 8:34 PM
salam man shayad ya behtare begam hatman az koochik tarin khanandehaye in web hastam shayad vasatoon jaleb bashe man faghat 15 salame vali ba tamame vojoodam in webo doost daram rasti shoma ba moaleme bad vaghan mano tahte tasir gharar dadid dar akhar bayad begam ke omidvaram manam ye roozi betoonam be darajei beresam ta betoonam marome doro baramo agah konam mesle kheyli az shomaha
mina | September 25, 2007 9:04 PM
از سر سلسله ای این ملکوتی ها خوشم نمیاد اصلا ، نمی دونم چرا وقتی امدم اینجا دلم گرفت که مسیح دوس داشتنی چرا بایداینجا باشه:(
---------
دوست عزيزم،
مبادا قضاوتت همانند نامت خيالی باشد. سر سلسلهی ملکوتیها را دیدهای از نزديک و اين قضاوت مبنايی دارد؟
مسيح
صورتک خیالی | September 25, 2007 9:14 PM
Hala to in shologhiha to ham biya Marakee Begir, Ahmadinejad Kay goft ke "To Iran Hamjensgra" Nadarim?! Rastam Migee, Hala belfarz ham Farda Omad va Goft Aslan Hameyee Hamjengraha Azad ke beran hata Vaslat Konand, Kodom Khanevadee yee Irani be batchash Ejazee Midee ke ba hamjensee khodesh Ezdevaj Konee? To Mamlekati Ke hamee Ta damee Ezdevajeshon to Khoneeye Nanee Baba Mimonand... Hamjensgara Yani chee, Va to Chera Irano Az Charah vali Asr be bala mibini?
Javad Ghorbati | September 25, 2007 9:58 PM
doroood
khanome alinejad mesle hamishe salis va binazir bood. bande va khaharam shadidan asheghe ghalame ghalame ghavie shoma hastim. darzemn man dar leeds zendegi mikonam va doost dashtam dar soorate emkan ba shoma dar london? didari dashte basham, albate agar az janeve shoma moshkeli nabashad. shad bashid
dastanetan por tavan
elham | September 25, 2007 10:33 PM
سلام بر مسیح نازنین.با مطلبی به نام "ابتذال شر" به روزم.لینک دادم.اگر مطالب من را ارزشمند دیدید بی زحمت لینک بدهید.شادباشی.
بهزاد مهرانی | September 25, 2007 11:28 PM
سلام مسيح جان.منزل نو مبارك.خانه به دوشي هم عالمي دارد...
محمد حسين مهرزاد | September 26, 2007 6:48 AM
توی احمقی که داری از آزادی حرف می زنی نظراتت را بعد از تایید !! شدن خودت نشان می دهی ... زیاد به این مگسان دور شیرینی ات دل نبند که آنها هم رفتنی هستند ...می خواستم نقدی در مورد این مطلبت بنویسم ولی دیدم حتی ارزش وقت تلف کردن هم برای اشخاص پستی مثل تو ندارم!
حسام | September 26, 2007 7:10 AM
اخبار تلويزيون و روزنامهها داخلي با وجود اينترنت و ماهواره چرا فكر مي كنن ما علاوه بر كند ذهني مشكل شنوايي و بينايي هم داريم؟!
ladan | September 26, 2007 7:29 AM
خیلی بد شد. خب!
چرا انصراف دادی؟ حالا داوری امسال به عهده کیست؟
و اینکه کی ایران بر میگردی؟
علیرضا | September 26, 2007 7:55 AM
قضيه اين خونه ام مثل خونه توي تاج خار ...؟
بابا اي ول تو خجالت نمي كشي در مورد فخر سياسي مردم ايران اينطوري حرف مي زني ...
در پيرو همين نظرات من مي خوام اسمم رو از پژمان كه يك اسمي طاغوتي تغيير بدم به محمود...
اي من نه به سياست كار دارم نه به دنيا ...
به قول حسين پناهي...
بيا وام بگيرم و خورده بورژوا بشيم
بي خيال تارخ
بي خيال انسان ...
من تو بگم آناكارنينا..
ببخشيد هيض بازي در آوردم ...
پژمان | September 26, 2007 8:45 AM
مسیح جان من.. کامنت من رسید و اوکی نکردی یا همه اش خطا میداد؟ میگم اگر اوکی نکردی نگم... اما اگر اصلا نیومده بازهم شروع کنم به فحش دادن... هاهاهاهاها
ولی کلا گفته بودم که مگه بده سوژه ای داریم که همیشه داغ داغ است و هیچ وقت هم از رنگ و بو نمیوفته؟
در ضمن برای اثبات این که در ایران همجنس گرایی وجود دارد تصمیم گرفتم این دفعه که میرم ایران برم جلویش (از این هایی که میخوابند جلوی ماشینش تا پول بگیرند) بعد که پیاده شد یک خوشگلی را بکشم اون جا و هی ماچش کنم بفهمه که همجنس بازی همچین مساله ی شاقی هم نیست... هاهاهاها
موافقی؟
جان تو من پایه برای هرگونه گند زدن به هیکل این مرتیکه هستم... پای همه چیزش هم وایمیستم...
آیدا | September 26, 2007 9:47 AM
آقا خونه نو مبارک.می بینم که کاغذ دیواری گذاشتی رنگشم خوبه.اگرم دوست داشتی لینک منو روی کاغذ دیواری وبلگات بزار.منتها مال من دیوارش رنگیه با اسپری لینکتو روش کشیدم.
مهدی | September 26, 2007 12:48 PM
سلام خواهر
بابا این همه خونه به دوشی ما رو یاد مستاجری میاندازه. از آهای معلم بدت خیلی خوشم اومد. خیلی
از اونور دنیا چه خبر خوش می گذره دست از سر این بنده خدا هم بردار. بابا دلم براش سوخت دیروز تو دانشگاه کلمبیا چه بلایی سرش آوردن. من که خیلی دلم سوخت
حمید | September 26, 2007 5:23 PM
بد مستی این شبها؛ اشک ها و لبخندها
لاله | September 26, 2007 5:24 PM
اخوان بزرگ می فرمود
حاکمان معزولی همه شبلی و بایزید شوند
باردگر چون بر سریر رسند
همه چون شبلی و یزید شوند
اداهای عجیب و واژگان غریب رئیس جمهور به انضمام ان همه توهین و تحقیثری که به اسم احمدی نژاد به ملت ایران شد به علاوه فروش بزرگترین مجسمه سرباز هخامنشی در 4 ابان ماه در لندن اب سردی بر وجود تمام انانکه سنگ عزت برتری تمدنی 7000 ساله را بر سینه می کوباندند
یه پیشنهاد : بچه ها اینجا از نظرات هم استفاده می کردند اگر به صورت قبلی بازگردد بهتر و سازنده تر است در این حالت معمولا دوستان وقتی برای خواندن نظرات هم نمی گذارند
پاینده باشی
علی | September 26, 2007 7:44 PM
اينجا يكي براي خودش حكم مي دهد
آن ديگري هميشه به پيوست مي رود
هرچند مضحك است و پر از خنده هاي تلخ
بر ما هر آنچه لايقمان هست مي رود
اشکان | September 26, 2007 8:05 PM
عصبانیتت جانانه است و نتیجه گیری نازکانه ات ، منصفانه ! این مردم تا به هوش آیند مستحق توهینند ولی فکر کنم مستحق جنگ نیستند !
فروردین | September 26, 2007 10:33 PM
ببخشید استاد یه سوالی دارم. شما چرا همیشهی ایام دارید نسبت به قضایای مختلف نق میزنید و انتقاد میکنید؟ لذت خاصی دارد؟ یا توهم توطئه است؟
یک رهگذر | September 27, 2007 12:22 AM
I hope Iranian president
does not reflect on Iranian
people beleif.
He need to see a brain surgent.
He setting Iran up for a war.
Dec 2008 is the date.
Ben | September 27, 2007 9:16 AM
سلام . امیدواریم حالتون خوب باشه . ممنون از مطالب زیباتون . ما حدود 12 نفریم که وبلاگی داریم به نام حلقه ی باران ( www.halghe_baran.myblog.ir ) خوشحال می شیم به ما سر بزنید و ما رو لینک کنید . ضمنا" شما لینک ما هستید(با نشانی جدیدتون ). موفق و پاینده باشید
Anonymous | September 27, 2007 9:18 AM
متن جالب و خلاقانه ای بود
ولی افسوس که این صداها به جایی نمیرسند
دیگر زمان حرف نیست
وقت عمل است ...
...
ممنونم
محمد حسین | September 27, 2007 10:12 AM
نمونه اش را در تبلیغات انتخاباتی حاجی هم دیده بودیم
عادت نکرده ایم هنوز نه؟
roya | September 27, 2007 10:40 AM
می خواستم نظر بدهم اما دیدم شعورت بیشتر ازاین نمی رسد
Anonymous | September 27, 2007 11:47 AM
گاه می انديشم که چه دنيای بزرگی داريم
و چه غريبيم در آبادی خويش
کاش می شد کم بود
وسعت اين غربت . . .
باران محسنی | September 27, 2007 12:37 PM
هميشه اعصابم از انتقادهاي اعتمادملي خورد ميشد، چراكه هروقت هم كه ميخواست انتقاد درست و حسابي بكند آنقدر پيازداغش را زياد ميكرد كه هر خوانندهاي ميفهميد اينها هنوز در داغ آن خواب شب سوم تيرند!
اما اينبار اين نوشته « مسيح علينژاد » را پسنديدم، گرچه هنوز اعقادي بر ايستادن جلوي ظالم و متكبر را ندارد اما اعترافش هم جاي شكر دارد ولو اينكه اينگونه بعدش به احمدينژاد بازهم فحش داد، آنهم بخاطر نفي همجنسگرايي در ايران!
صدرا | September 28, 2007 8:26 AM
خونه نو مبارک!
Anonymous | September 29, 2007 6:34 AM
حالی نصیبمان شد
نظربازی | September 29, 2007 9:00 AM
آخه عزیز من این که نشد هر نظری که به نفع شما باشه و ازتون تعریف کرده باشه را بذارین روسایت
اگه راست می گین نظر امثال منم که می دونم کم نیستن بذارین
مطمئنم که این کارو نمی کنید چون همه نظرا را که خوندم فقط تعریف از شما بود
فقط خواستم بگم که خیلی کوچیکتر از این حرفائین که دارین می زنین یعنی اصلا عددی نیستین
لابد خیلی هم مال خودتون حال می کنین یه چرتی می ندازی وسط 4 تا معلوم الحال دیگه مثل خودتون میان تأیید می کنن
آخه سیرابی ها مگه مملکت داری بچه بازیه که هر کی میاد فقط تو طیف خودش انتقاد می کنه
یکی که کارش دختر بازیه میگه چرا آزادی نیست یکی که همجنس بازه میگه آزادی نیست یکی که رانتخواره میگه ..... شما هم که قربونش برم شدی مدافع حقوق بشر
فقط می خام بگم با این کارا راه به جایی نمی برین
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
بوش با اون اولدورم بولدورمش کم آورده شما دیگه چی می گین
حمید | September 29, 2007 12:00 PM
اولا خواستم به حميد بگم كه دقيقا چون مملكت داري بچه بازي نيست موجودات حقيري مثل احمدي نژاد بدرد اين كار نمي خورند.دوم اينكه من از اينكه احمدي نژاد رو توي دانشگاه كلمبيا تحقير كردند ناراحت كه نشدم هيچ كلي هم خوشحال شدم.بالاخره يكي توي اين دنيا بايد پيدا بشه واقعيت رو بگه يا نه؟
كامران | September 29, 2007 10:41 PM
پس محض اطلاع کامران خان که از اخبار روز جهان بی خبرند عرض کنم که درسته که تو دانشگاه تحقیر کردند ولی لزوما هرکه را که تحقیر کنند اون که تحقیر نمی شه اصلا هدف اونا این بود که اونو ضایع کنند و به خاطر همین دعوتش کرده بودند ولی دیدی که احمدی نژاد با سیاستش این محدودیت را یا بهتر بگم این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و حرفاشو زد و همه اونایی که جمع کرده بودن براش هو بکشن براش هورا کشیدن
اینو من یا رسانه ای داخلی نمی گیم اگه ماهواره می بینی که مطمئنم می بینی اونا خودشون اعتراف می کنن
حالا اگه شما و امثال شما نمی بینین یا خودتونو به ندیدن می زنین اینو دیگه نمی شه کاری کرد هر چند با دیدن یا ندیدن شما چیزی تغییر نمی کنه
باید بگم که چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
عزیزان دل برادر خودتونو گول نزنید و دلتونو به این حرفای صد تا یه غاز خوش نکنید
حرفایی که افراد حقیر چون حقیرن و نمی تونن کاری بکنن می زنن
خدا هممونو عاقبت به خیر کنه
حمید | September 30, 2007 6:47 AM
مبارك باشد و خوشحالم كه دوباره مينويسي.
اووووم شما به نظرتان نميبيند يا نميخواهد ببيند؟ يعني لازم است دستش را بگيرند ببرند چهارراه وليعصر ؟ ايشون كه حداقل تا هفت هشت سال پيش مشغله خاصي نداشتهاند و دقيقا در ميان همين مردم بودهاند!!
Mehdi | October 2, 2007 9:59 AM
مگه تو ایران همجنسگرا هم هست؟!!!! عجب نمیدونستم!!خیلی جالب شد!نیست که من از اول سرم تو برف بوده از هیچی خبر ندارم...یکی به من بگه چه خبره!!
علیرضا | October 2, 2007 5:20 PM
سلام
خونه جدید مبارک
من هم دقیقا وقتی پاسخش به این سوال رو شنیدم دقیقا همین به ذهنم رسید ... به نظر من عجیب ترین پاسخی بود که میشد به این سوال داد ... کلا نفی ماجرا!!
safzav | October 3, 2007 3:03 PM
salamo ye donya harf .... bebin ma dige delemo0no be ki khosh konim .Ba in harfaii ke t0 dari mizani ham mese inke ghasde bargasht nadari .aslan mage to gharar nabo0d ye moddat nanevisi.mese inke mikhay vase hamishe hamo0n ja bemo0ni!!!.
RaMaK | October 6, 2007 1:37 PM
salam akhe baba bge chi vaghean ke az shoma tavagho nadashtam bayd siasat be kar mibord bayad in che harfiye ke to mizani be nazare man binazir bood ke tafre raft ke na goft ha nagoft na raje be selahe hastee
marziyeh | October 7, 2007 4:45 PM
منزل جدید مبارک
وقتی به وبلاگ سرزدم و دوباره اسباب پذیرایی را محیا دیدم مسرور شدم.با زبان روزه دعا میکنم که خدا هم تو را خوشحال کند و پاینده باشی.
رواق منظر چشمان من آستانه توست// کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست.
دوست کوچکت
دلگیر زمانه
دلگیر زمانه | October 8, 2007 2:40 PM
مردم رو هم گذاشتی سر کار یک روزنامه نگار بتونه اینقدر راحت به رییس جمهور توهین کنه هیچی بهش نگن بلکه رییس جمهور کلی هم خوشحال بشه و حال کنه اگه حرفات راسته تو شرق یا اعتماد حرفات رو میزدی نه اینکه تو اعتماد ملی پشت سر اقایون قایم بشی. می دونیم تو روزنامه ها چه خبر چه طور رو مطالب خط قرمز می کشن اما شما چطور تمام حرفاتون رو می زنید و ازادانه می گردید خدا میدونه سلام من رو هم به اقای احمدی نژاد برسونید.
مریم | October 8, 2007 5:00 PM
با سلام
خانم علي نژاد مطلبي که با "مردم رو هم گذاشتي سر کار يک روزنامه نگار بتونه..." شروع شده مربوط به من نيست و کسي از اين عنوان من "نام مستعار دلگير زمانه" سو استفاده کرده.من از اين هموطن ي سوال دارم: آيا احترام کاذب و ايجاد تقدس براي مسولين ابزاري براي نجات آنان از پاسخگويي در برابر اعمال زشتشان نيست؟ آيا مردم با مشاهده اينهمه سياهکاري حق ندارند از انتخابي که کرده اند پشيمان باشند؟
از نظر من آقاي احمدي نژاد از جنس همان عالمان ناپاکي است که به قول خودش مشکل کنوني دنيا هستند.
من ديگر از اين نام "دلگير زمانه"استفاده نخواهم کرد.
ارادتمند
بغض ترکيده
دلگیر زمانه | October 9, 2007 2:44 PM
معذرت میخواهم
من اشتباه متوجه شدم. فکر میکردم نام نویسنده در بالای مطلب حک شده. منظورم مطلب خانم مریم بود که من به اشتباه فکر کردم از عنوان من استفاده شده.
سوتی دادم...
اشکالی نداره اگه بهم بخندی.
خوش باشی.
دلگیر زمانه//////ba sooti ham azizid dooste delgiram
دلگیر زمانه | October 9, 2007 2:59 PM
تبریک پیش بینی شما درست درآمد:
توضيح کلهر درباره اظهارات احمدي نژاد؛ مهدي کلهر مشاور رسانه يي رئيس جمهور در گفت وگو با رويترز در خصوص سخنراني اخير احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا اظهار داشت؛«اظهارات احمدي نژاد درباره نبود پديده همجنس بازي در ايران به اشتباه توسط رسانه هاي غربي منتشر شده و در واقع منظور رئيس جمهور اين بوده که همجنس بازي در ايران در مقايسه با امريکا زياد نيست.» کلهر افزود؛«آنچه احمدي نژاد بيان کرد يک پاسخ سياسي نبود. وي گفت در مقايسه با جامعه امريکا ما همجنس بازان زيادي نداريم.»
دلگیرزمانه | October 14, 2007 9:31 AM
برخورد رییس دانشگاه به دور از ادبیات علمی و دانشگاهی بود اما توهین به احمدی نژاد را توهین به ملت ایران نمی دانم.
اولا احمدی نژاد نماینده واقعی ما نیست و با رای و فشار سپاه و رهبر و با محرومیت دیگران در فیلتر شورای نگهبان زورکی به اینجا رسیده و اصولا بسیاری یا ایشون را نماینده خودشان نمی دانند یا با دیدن سیاهکاریها و دروغهای شاخدارشان از انتخاب وی پشیمانند.
ثانیا بسیاری از مردم به دلیل اینکه سخنان ریس دانشگاه سانسور شده بود( و آن بقیه هم اصلا ترجمه نشد)متوجه نشدند که سوالات زیادی درباره موضوعات حقوق بشر-توقیف روزنامه ها-مجازات اعدام-بمبگذاری در عراق-کمک به حزب ا.. -زندانی کردن و شکنجه دانشجویان و ... مطرح شده که طبق معمول آقای احمدی نژاد یا انکار کرد یا اصلا پاسخی نداد. پس پیروزی در کار نبود بلکه آبروریزی بود.
ثالثا مساله این است که اگرچه کلماتی مانند "دیکتاتور حقیر و بیرحم" از دهان ریس دانشگاه درآمد(که نباید به این شکل گفته میشد) اما اصل انتقاد او حق بود.مشکل اینجاست که ما هم این مطالب را می دانیم اما خودمان را به نفهمی میزنیم و از اینکه یک غیر ایرانی اینها را بگوید پریشان و آشفته ایم و دلیل آشفتگی هم این است که میدانیم راست میگوید وگرنه اینقدر توجه نمیکردیم و روزی هزار بار در رسانه ها نمگفتیم که پیروزی بود یا توطئه بود...
دلگیر زمانه | October 14, 2007 10:27 AM
سلام
پیرو مطلب قبلی !!!
که امیدوارم خونده باشی
یک ویدئو به سبک شما تو یوتیب پیدا کردم . توی ویدئو میگه ایران زمانی عمل تغییر جنسیت رو قانونی اعلام کرد که این عمل در بعضی از ایالت های امریکا غیر قانونی بود !!!
و همچنین ایران تنها کشور خاورمیانه هستش که در اون این عمل قانونیه !!!
شما که رفتی تو لندن ساکن شدی. خاک بر سر ما که اطلاعاتمون رو باید از خارجیها بگیریم.
http://www.youtube.com/watch?v=QfHVflodN4g
خواهش میکنم که این ویدئو رو به دیگران هم نشوم بدی.
Anonymous | October 14, 2007 7:59 PM
salam...kheyli ziba nevehste boodi....albate hamoon aks be tanhaei.kolli harfd asht....be man ham sar bezanid.
alireza7sale | October 18, 2007 10:18 PM
بسمه تعالي
لطفا سوابق مفتضحانه ميم اكثري در صدا و سيما را پيگيري كنيد.
از همكاران سابق ايشان بپرسيد چرا فردي كه يك روز هم سابقه كار ندارد با پارتي بازي در صدا و سيما مدير ميشود؟
و آن موقع هنوز دانشجو است و مدرك هم نگرفته و شديدا جلوي فاش شدن اي مساله را ميگيرد.
و پس از سابقه گند و حروم كردن بودجه صدا و سيما با پارتي بازي و به خاطر معرفي فردي به نام نبوي به جعفري جلوه در وزارت ارشاد مي شود مديركل!!!!
دوست | November 1, 2007 1:50 AM
واقعا بجه گانه فکر میکنی دیگر اینجا نمی آیم !
سن | November 8, 2007 12:10 PM
از اين که وقتم را با خواندن اين مطلب و بسياري از نظرات حرام کردم بسيار ناراحتم .
حتي ارزش پاسخ دادن هم ندارد. عده اي کمبودي دور هم جمع شده ايد.
مواظب باشيد از عصبانيت نترکيد. ورود بنده بسيار اتفاقي بود و ديگر هرگز اتفاق نخواهد افتاد مگر ...
کسي که خداوند براي او نور قرار نداده نور ندارد سوره مبارکه نور آيه 40
علي | November 18, 2007 7:43 PM
مي خوام ...
پاسخ:
يافتن نام و نشانت دشوار نيست ...پشيمان باش از انتخاب كلامت.
احسان | December 2, 2007 10:22 PM
آرومتر دختر
باز که جوش اوردی جیگر من...
یار دبستانی تو | April 5, 2008 10:08 AM
من شجاعت شما رو تحسین می کنم.
شکلات تلخ | April 26, 2008 8:25 PM